|
این خیال که به دود سیگار چنگ می زند این سیگارِ مخصوص به من انگ می زند رنگ به دیواری که گربه ای از سه کُنج سقف نم زده کپک به سالهای بی عبور سبز زده نم زده پاییز لیز موزون می خورد روی شیشه انگشتی لبخند را می زند غم با یک سَردو گوشی که از بخار بیرون می زند گپ در سکوت در بند حنجره دست به ضریح مقدس پنجره آوازِ مرگ برگ می نوازد باد. 7/88 پ ن: {1}این چرخش وضعی __غیر زمین تمام مردمان را دارد می پیچاند که سرگرم باشیم همه باهم از آسمانِ شعر گر فته تا من(!) {2}می دانم دوستان اینکه نیستم ونمی آ یم ودیرمی آیم راخوب درک می کنندولی این باعث نمی شودکه بنده عذرخواهی نکنم ./دوستان نویافته ای را یافتم که از آمدو رفتشان ممنون وازاینکه هنوزجواب کامنتشان را نداده ام شرمگون هستم ./نمیدونم چه جوری بایدگفت ولی خیلی از دوستان قدیم راحت می گفتند"مدتی نیستم کمی خسته ام "رفتن برای ماندن ! {۳}یکی از کدوم همه ؟ تو همهمه گمی !
افتاد از پنجره بيرون درامتداد قدمهايت يکي آويزان شده از نگاهت شايد بسته به مويي گره ا ي که خورده بودم با روحي. "/87 پ ن: ۱-«گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد بسوختیم در این آرزوی خام ونشد » ۲-«از هجوم وحشی دیوار خسته ام از سرفه های چرکی سیگار خسته ام ...» ۳- رفتن برای ماندندن/نمی دانم ؟/باید ماند!/
به جای* خیابان ایستاده ام به تکرار قدمهای تاانتها نمی دانی چه وضعی دارد این چرخش وضعی __ غیر زمین تمام این مردمان را دارد می پیچاند که سرگرم باشیم همه با هم تمام کائنات درهم ! سرنوشت این قدمهای موضعی چه می شود غیر این است تا انتهای بلوار صبح ، ولو شود کنار هر کارتون خوابی گرم شود _ لای نگاه هرزه ی یک مرد دفن شود یا توی کوچه های "ژنو تظاهرات ضد جنگ شود از کوه طور بیرون بیاید و شاهد پای بریده ی دخترکی شود جنب بیت المقدس ، قدم بزند وسرهزار باره در بیاورد فرقه ی حروفیه ، از جان خاورمیانه بیرون بزند __ صهیون . پ ن: ۱ - *قبلن "همین جای "بود که گفتیم اینگونه هم فنی در اثر زده باشیم وهم پارادوکس ابتدایی که دوست عزیز" پانته آ" اشاره کردند هم به نوعی حل شود . ۲- دوست عزیز در کل کار خوبی بود اما چند نکته با سلیقه ی شخصی که وحی منزل هم نیست ! -------------------------------------------- شعر با بیانی از سمت اول شخص آغاز شده که می گوید:"همین جای خیابان ایستاده ام" و در سطر بعد اضافه می کند"به تکرار قدمهای تا انتها" که برای من به شخصه گنگ و تا حدودی نامفهوم .ومنظور شاعر از "تکرار قدمها تا انتها "و ربط آن با ایستادنِ شاعر در خیابان شفاف نبود! ------------------------------------------------- کال میوه : متن شروع خوبی دارد و فضا سازی خوب ایجاد شده طوری که مخاطب را به افکار شخصی خود نیز می کشاند اما در این قسمت متن که نوشتار شد "گرم شود _ لای نگاه هرزه ی یک مرد دفن شود " گوئی متن نیز با محتوا همینجا دفن می شود و محتوا های جدیدی به آن اضافه می شود که درگیری ذهن نویسنده را در پایان بندی متن نشان می دهد. ----------------------------------------------- شعر خیلی خوب شروع می شود اما به نظر من خیلی بسط پیدا می کند که ذهن را از انسجام می اندازد و فضا را از شاعری. ------------------------------------------------------ چرخش وضعی مرا یاد شعر مهرداد جهانگیری انداخت
|
About
ادعایی نیست اگر ادا نباشد Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 Links
كال ميوه
___وازنا |